بعد از عمل بینیم گرفتگی شدید بینی داشتم، و قطره نازوفرینم هم دو روز بود که تموم شده بود.
اولین باری که بعد از دو روز همه مجاری تنفسیم باز شد - باز شدنی - چند ثانیه بعد از وقتی بود که بغل پامون اشک آور زده بودن. بعد از چند ثانیه دویدن در جهتی که تصادفا جهت نیروهای خودی از آب در اومد، خانمی بهم دستمال سرکه داد. نمی دونم تاثیر گاز اشک آور به تنهایی بود یا ترکیبش با سرکه، ولی من همونجا ایستادم، و با لبخندی به پهنای صورت از اینکه دوباره می تونم از بینی نفس بکشم خدا رو شکر گفتم.
پ.ن: ظهر تو خیابون انقلاب موقعی که داشتیم مثل وحشی ها می دویدیم - خیلی مطمئن نبودم داریم حمله می کنیم یا فرار - یکی از پشت سرم داد می زد: به طرف جنگل شروود!