جمعه، مهر ۲۰، ۱۳۸۶

همشهریمون لنگ بوده، با كشتي ميره مسافرت. وقتي برمي گرده مي گن چطور بود؟ مي گه خوب بود ولي خيلي استرس داشتم چون هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب.