همه همه همه چیز چقدر عجیبه.
خروسی که سر سمور داره و نصفه شبا میره به سراغ خونه مردم و پرواز میکنه و از پنجره میره تو و دست میکنه و پولاشون رو از زیر بالششون بر میداره به نظرم عادی ترین چیز میاد. خیلی عادی تر از برگایی که دوباره دارن سبز میشن یا منی که هر روز صب که از خواب پا میشم بازم خودمم و یه بار هم نشده با یکی از این هفت میلیارد خلق خدا اشتباه بشم.
هی حکمتت رو بنازم خدا. ما که سر در نمیاریم.