ببینین، من نمیگم که زنها قابلیت انجام کاری ندارن. اتفاقا در مواردی تونستن جز هنرپیشگی و مورد جراحی های زیبایی واقع شدگی کارهای مهمی هم انجام بدن و حتی به مدارج دانشگاهی هم دست پیدا کنن. مساله راندمانه. بله، من هم میتونم یه خودرو بسازم که توانش از لامبورگینی بیشتر باشه ولی باید دید مصرف سوختش چقدره و به ازای چه ورودی اون توان رو تو خروجی بروز میده. یه زن هم میتونه تو کارش موفق باشه به شرطی که صب به صب با "تو میتونی عزیزم" و "از پسش بر میای" و "من به تو ایمان دارم" راهیش کنی و ظهر هم هفتاد بار بهش تلفن کنی و خاطر نشان کنی که "آره عزیزم، تو هیکلت خوبه" و "اصلا هم چاق نشدی" و "خیلی هم هات هستی و غلط کرده هر کی چشاش چار تا نشه وقتی میبیندت" و "تو باشعورترین آدم دنیایی" و تازه عصر که میاد بذاری با بدگویی پشت سر همکارش و اینکه رئیسش چه آدم نمک نشناس پر مدعاییه و اینکه چقدر تحت فشار بوده و چقدر زندگی تو دنیای بی رحم مردا سخته و اینکه اون یکی همکارش رنگ موهاش رو کاهی جلف کرده و اون یکی پدرسوخته یه جفت کفش عین کفش هفته پیش من خریده خودش رو سبک کنه و شب هم قشوش کنی تا صب که دوباره روز از نو روزی از نو. تازه این هم در شرایطیه که اوضاع اضطراری نباشه و هورمونها چیزی رو دستکاری نکرده باشن. اونجوری تنها کاری که ممکنه کمک کنه توکل به ابولفضل و ائمه اطهاره که یه هفته رو به خیر و خوشی بگذرونه تا دوباره روتین فوق الذکر سر جاش برگرده.
میبینین؟ زنها میتونن موفق باشن، باید راه موفق کردنشون رو بلد باشین.