شنیدین یارو میره کلنگ افتتاح ساختمون رو بزنه، گرم میشه پی ساختمون رو می کنه؟
بعد از شام از ستار - آشپز کمپ - می پرسم که پن کیک های صبونه رو چه جوری درست می کنن. میگه ده دقیقه دیگه شروع می کنم. بیا نشونت بدم.
ده دقیقه رو با وراجی سر فوتبال نفله می کنیم. با دو تا دیگه از بچه ها پا می شیم میریم تو آشپزخونه. ستار با 8 تا پاکت شیر و 64 تا تخم مرغ منتظرمونه. تو یه تشت (!) اون شروع می کنه درست کردن مایه پن کیک و توی یکی هم ما.
خمیرش که تموم بشه، ملاقه ملاقه می ریزیمش روی سینی داغ. اولی ها کج و کوله می شن. بعد که دستمون راه میفته، از شکل تکراریشون خسته می شیم. اول یه هواپیما درست می کنم و بعد سعی می کنم پرتره رئیس سایت رو در بیارم که شبیه گنبد شابدالعظیم می شه. گرم شدیم و 180 تا پن کیک درست می کنیم.
نصفه شب که داریم بر می گردیم طرف کانکس های خوابگاه، حوصله نداریم به این فکر کنیم که فردا موقع صبونه قیافه آدمای طفلکی که پن کیک های ما رو می بینن چه جوری میشه.