جمعه، دی ۲۷، ۱۳۸۱

امشب مهمون داشتيم. يه چيزی شنيدم که گفتم اينجا بگم، شايد شما ارتباط موضوع رو فهميدين!
همراه مهمونا يه آقاي مسن بود و مث اغلب اوقات مشابه، بعد از يه مدت صحبت زموناي قديم و خاطره و اين حرفا شد. اين آقاي عزيز يه جا تو صحبتاشون گفتن: "آره ديگه، جوونای الان ديگه جوون نيستن... هيچکدومشون زور من پيرمرد رو هم ندارن. من جوون که بودم زورم از ده تاي اينا هم بيشتر بود، دو تومن سيب زميني مي خريدم و از بازار تا خونه يه نفس مياوردم... الان با دو تومن هيچي نمي دن" !!!
به نظر شما ربطش چي بوده؟