Wednesday, March 25, 2009

کسی متنی از قرن دوازدهم به قبل سراغ داره که توش از ضمیر "شما" برای خطاب احترام آمیز دوم شخص مفرد استفاده شده باشه؟ تا جایی که من یادم میاد اولا کسی فرادست خودش رو مخاطب قرار نمی داده و از وجه مصدری التزامی استفاده می کرده (1) و یا از صفتی برای تکریم و بعد از اون از سوم شخص استفاده می کرده (2) و یا اینکه همینجوری از دوم شخص مفرد استفاده می کرده(3). یحتمل که این استفاده "شما" به جای "تو" هم کار "بنجوق موسیو" های فرنگی نسل اول باشه که موقع برداشتن کلاه فرنگیشون به Tu می گفتن Vous.

1:

به طارم بنشینید، که حسنک را آن جا خواهند آورد

به طارم بايد نشست، که حسنک را آن‌جا خواهند اورد

باید فرمان خلیفه را در این باب نگاه دارید

فرمان خليفه در اين باب نگاه بايد داشت

2:

نخواهم رفت تا آن‌گاه که شما بخسبید، که نبايد رقعتي نويسید به سلطان، در باب حسنک به شفاعت

نخواهم رفت تا آن‌گاه که خداوند بخسبد، که نبايد رقعتي نويسد به سلطان، در باب حسنک به شفاعت

توقع به کرم و اخلاق شماست که به بخشیدن خون او بر بنده منت دهید

توقع به کرم و اخلاق خداوندیست که به بخشیدن خون او بر بنده منت نهد

3:

گفت ای ملک چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست شما مر خلق را پریشان برای چه می کنید مگر سر پادشاهی کردن ندارید؟

گفت ای ملک چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست تو مر خلق را پریشان برای چه می کنی مگر سر پادشاهی کردن نداری؟

ملک را گفت اگر فرمان دهید من او را به طریقی خامش گردانم

ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامش گردانم

 

|

''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''