گیج و خوابالود لبه تخت نشستهام و دارم قدرتم رو جمع می کنم که پاشم و برم دوش بگیرم. میبینم که با موهای شونه شده و پوستی که هنوز رطوبت دوش بهشه دم در کمد ایستاده و داره پیرهن هاش رو یکی یکی امتحان میکنه. بهترین پیرهنی رو که داره با وسواس به تن میکنه و با دقت به تنش مرتب میکنه. ازش میپرسم خبریه؟ میگه پاییز اومده.