جمعه، آبان ۲۵، ۱۳۸۶

آقا جان، من یه چیزی رو نمی فهمم.
طرف پنجاه سالشه، جای مهر رو پیشونیش مونده، بعد که ازش می پرسن خدا رو چه جوری عبادت می کنی می گه مثل یه بچه. پاک و خالص.
خوب پدر جان! پنجاه سال از خدا عمر گرفتی! اگه قرار باشه مث یه بچه عبادت کنی فایده اش چی بوده؟ افتخار می کنی که پنجاه سال گذشته و تو فهم و شعورت آب از آب تکون نخورده؟ عمر هدر رفته که افتخار نداره!
آقایان! صداقت بچه گانه هنر نیست. شور کودکانه مال بچه هاست. هدف زندگی رشده. خوشبخت کسیه که صداقت بالغانه داشته باشه. شور و شوق زندگی تو بلوغ فوران می کنه. اگه میخوای تا ابد دودستی بچسبی به گهواره ات بچسب،‌ولی حداقل دیگه بقیه رو به این کار تشویق نکن!