یه چیزی تو خونه ام شارژش داره تموم میشه، هر ده دقیقه یه بار بوق بوق می کنه. تا بیام ببینم صداش از کجا میاد رفته تا ده دقیقه بعد. همه چیزای ممکن رو هم نگاه کردم، تنها چیزی که شارژش داره خالی می شه خمیر دندونمه که اونم فردا صب از داروخانه می گیرم.
اینجا تقریبا همه اجاقها برقی هستن، و این یعنی اینکه اگه نصفه شب به سرت بزنه یه سیگار بگیرونی باید شال و کلاه کنی و تا یه سوپر مارکت پیاده گز کنی. البته اجاق من شعله راس راسی داره ولی خوب خیلی به حل مساله کمک نمی کنه چون من تقریبا سیگار نمی کشم.
دیشب هم یه فیلم خوب دیدم. اگه هنرمند بودم الان در باره اش قلم فرسایی می کردم و نقد روشنفکرانه ای تحویل می دادم ولی خوب هنرمند نیستم. خلاصه اش این بود که یه نفر می خواست با پارتنرش به هم بزنه و بره با یکی دیگه دوست بشه و این وسط هی میفتاد زیر مترو. آخرش رفت خونه یکی و دیوار خونه طرف رو سوراخ کرد و رفت از تو سوراخ دستش رو کرد تو و یه تیکه کیک از یه خونه ای که از توش صدای موسیقی میومد برداشت. آخرش هم سوار اتوبوسش کردن و وسط کوه پیاده شد. اول فیلم رو ندیدم چون داشتم دنبال عینکم می گشتم ولی اسمش فیلمش The Bothersome Man ( یا به زبان اصلی Den Brysomme Mannen ) بود.