سه‌شنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۵

تو اتوبوس داشتم با ام پی تری پلیرم موزیک گوش میدادم، یه آقایی سوار شد که یه واکمن دستش بود، از این ها که نوار کاست میخوره. نمی‌دونم چرا فکر کردم موزیکی که اون داره گوش میده از موزیک من بهتره.

در یخچالمون خرابه، درست بسته نمیشه. دیشبی نصفه های شب کلا باز شده بود، از صب که پا شدم عجب سرمایی خورده ام.