یکشنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۱

اکانت اينترنتم دوباره تموم شده. ميدونم که خيل مشتاقان و طرفداران من از اين موضوع ناراحت ميشن، که گفته اند خلاف راه صواب است و راي اولولالباب، ذولفقار علي در نيام و زبان تبتي در کام. البته خيلي وقت پيش گفتن، درست يادم نيست. گمونم يه همچين چيزايي گفته بودن، يا شايدم زبان ما در نيام، يا راي اولولالباب در ذولفقار، يا نيام ما در صواب ... اي آقا! دستم رو ول کنين...!
خلاصه اينکه، اگه دير به دير جواب ميدم يا مي نويسم واسه اينه.

الان تو سايت دانشکده نشسته ام. ساعت ۵:۳۵ ه و جز من هيچکس نيست و با خيال راحت مي تونم بنويسم. بذارين اينو براتون تعريف کنم:
ديروز که تو سايت نشسته بودم يکي از بچه هاي کارشناسي اومد و ازم پرسيد: « ببخشيد توي درس طراحي سيستمهاي ديجيتال که اين ترم ارائه کردين چه مطالبي گفته ميشه»؟
من هم مث شما برق از سرم پريد! گفتم «طراحي سيتمهاي ديجيتال»؟ و گفت: «بله! مگه شما اين ترم اين درس رو ارائه نکردين»؟
گفتم «من فقط تا ترم پيش آزمايشگاه گرفته بودم که اون هم چون سرم شلوغ بود ديگه اين ترم بقيه زحمتش رو مي کشن...» و اون پرسيد: «آهان! چون عضو هيئت علمي دانشگاه تهران شديد وقت ندارين»؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من مونده بودم چه عکس العملي نشون بدم! گمونم قيافه ام خيلي متعجب بود که گفت: «بين بچه ها شايع شده که شما عضو هيئت علمي دانشگاه تهران شدين....» و من همه قدرتم رو تو عضلات فکم جمع کرده بودم که تا رو زمين کش نياد! ...
فکر بد نکنين... يه سوء تفاهم ساده بود. فکر ميکردن که من يکي ديگه هستم، ولي حداقل براي چند لحظه خيلي خوشحال شدم! اما اگه قضيه راست بود عجب معرکه مي شد ها!